شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 43

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

مرد محقّق بايد نه قرّاى نامرد ؛ كه هر كه روزى از كرد خود عبارتى كرد و به آن نگرست ، اين حديث ( - عشق ) از وى درست نيايد . نامرد قرّا آن بود كه شبى دو ركعت نماز بگزارد ، روز ديگر خواهد كه عالم از آن حديث پر شود ؛ امّا مرد محقّق از شرق تا غرب پرسجدهء اخلاص كند و آنگاه به آب بىنيازى فروگذارد . » / b 27 / . بيشترينهء پيران خانقاهى و مشايخ ديده‌ور ، بر طبق روايات و اخبارى ، دورانى را كه از دور رسول ( ص ) دور شده است بقياس با ادوار پيشين ، بد و ناخوب نموده‌اند ، سمعانى نيز بارها به چنين مسأله‌اى توجه داده است . / b 11 / اما در كنار آن سياهيها را - كه بر سپيديهاى روزگارش نقش بسته بوده ، و دين و آيين مردمى را از نهاد معاصرانش گرفته بوده است - نيز فراموش نكرده ، و از ضبط اين فوائد عصرى در كتابش اجتناب نداشته است . با نقل پاره‌اى از عبارات او در اين زمينه ، كه حاكى از خلوت اوست در انجمن ، اين بخش از مقدمه را نيز به پايان مىرسانيم : « وا اندوها از بىاندوهى ، وا حسرتا از بىحسرتى ، عالمى مشغول به اطلال و رسوم ، و خالى بگذشته حضرت حىّ قيّوم . يكى به قباهى و كلاهى فروآمده ، و ديگرى در بالش نشسته و مشتى وحشت گرد او درآمده و نمىانديشد از اين آيت كه ربّ العزّة مىگويد : أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ . و آن ديگرى بدان فرود آمده كه درّاعه‌اى در پوشد و موزه‌اى در كند و از اين در بدان در مىشود ، دين خود را دستمال ظالمان ساخته . و آن ديگرى بدان فرود آمده كه سياهى بر سپيدى نقش مىكند و زهر تقصير در اعمال به بدل نوش مىچشد . و آن ديگرى بدان فرود آمده كه بامداد به دكّان شود و به دانگ و نيم‌دانگ دين بفروشد . . . آخر از اين تغافل و تكاسل تا كى ؟ ! » / b 142 / 7 . التحبير قشيرى و روح الارواح سمعانى روح الارواح نه تنها يكى از نگاشته‌هاى كهن و ديرينهء زبان فارسى است بلكه ، همان گونه كه گفته شد ، در شمار يكى از شاهكارهاى ادبى زبان و ادبيات فارسى قرار دارد . از سال تأليف كتاب آگاهيهايى ضمنى در دست است . يكى اشارت مؤلف است كه از سال « پانصد و اندى » « 63 » ياد كرده و سياق عبارات كتاب و كاربرد « اند » در

--> ( 63 ) - - همين مقدمه ، پيش از اين .